خنده را گم کرده ام در تیک تاک ساعتم
ناله بسیار است و صبر قلب من بسیارتر
یاد شیرینت نمک! بر زخمهای طاقتم
من چو تیر آهنی بر روی پا ماندم ولی
دستهای بی وفایت داده خم بر قامتم
بیست سالم بود و همچون نوچه سیب دوسال
شته عشقت زد و دیدم سراپا آفتم
اختلاس دولتی در پیش کارت هیچ بود
دزد بودی با لبت کردی سراپا غارتم
چارسالی از جوانی را به پایت ریختم
خاک عالم بر سرت برباد دادی زحمتم
من تمامآ ادعا اما شما استاد مکر
در قمار عاشقی هر شب تو کردی غارتم
ترکمن اسبی بودم هر چار نعلم از طلا
بس که دنبالت دویدم خسته ام بی طاقتم
لعنت و فحشم صد اندر ده به روحت بی وفا
گرچه حتی حیف باشد آن هزاران لعنتم
امشب ازقلبم تهی کردم وجودت خوب شد
با خودم گفتم خوشا امشب. از امشب راحتم!
20/6/94
مجموعه اشعار تهی...ما را در سایت مجموعه اشعار تهی دنبال میکنید
برچسب: آفت عشق وصل یا بوسه,آفت عشق,آفت عشق وصل است,عشق آفت جاندیر,آفت های عشق, نویسنده: بازدید: 16