واقعه تلخ

خرید بک لینک
با تو هوشیارترین خاطره پائیزیم

بی تو یک کوه ِزمستان ز بلا لبریزم

گر که شیرینیِ آن لب نچِشَم عُمانم

گر تو یارم نشوی آدمک شالیزم

تو چو آزادی و من یکدله خاطرخواهت

که اگر دست نیازم به تو من کهریزم

تو همان چشمه ابی که اگر گِل بشود

آبسالی شوم و از همه میپرهیزم

بی سبب نیست بهاری چوتو در پیش من است

تا من از خوابِ زمستانی خود برخیزم

شهریارم من و این شهر مرا یار نبود

بی گمان تلخ ترین واقعه تبریزم

مجموعه اشعار تهی...

ما را در سایت مجموعه اشعار تهی دنبال می‌کنید

برچسب: واقعه تلخ, نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 11:36

صفحه بندی