طنز عشق و ازدواج

خرید بک لینک

"یک نصیحت بشنو از من کاندران نبود غرض"

چون بگیری همسری رای مرا در پیش کن

پیر و مرشد گر تورا پندی بغیر ازین دهد

بر تمام پند و اندرزش به غایت جیش کن

دلبری زیبا خوش اندام و کماکان هم ملوس

انتخاب دختری مامانی و تی تیش کن

ضمن تشریفات عقد و مجلس عیش و شعف

عشق و حال قبل عقد و شور پیشاپیش کن

چون برای دلبری از خود نداری ذوق شعر

بر دوبیتی شعر پیر پرنیان اندیش کن

زیر ذقش چارزانو صحبتی شیرین نما

یا به نحوی عشق فرهادی خود حالیش کن

صورت عشقت اگر خیلی بزک کرده تو هم

اسمان روی ماهش را کمی ابریش کن

یک دو ماهی را سر و صورت رها ساز و چنین

از بر پیشانی ات تا زیر گردن ریش کن

کیف وی را هرزمانی پیش دستت یافتی

گوشی و کنتکت اورا جملگی تفتیش کن

گر تورا با پول و اموال زیادت عاشق است

دخل شاهنشاهی و خرجش چونان درویش کن

هر کجا رفتی و بودی اطلاعش را بده

با صداقت عشقتان را اسختوان بندیش کن

دست در دستش حوالی های میدان ونک

یا که لب در لب گوشه دربند یا تجریش کن

دور گردن دست یاز و لپ خود بر لپ او

اینچنین لطفی بحال گونه های خویش کن

با دوتا پیک از شراب چارسالِ پیش خود

یار را چپ مزه را لب مست و شنگولیش کن

خوب میخواهی که خواب مستی اش رنگین شود

یک دوتا خواب اور و اکس و عرق قاطیش کن

تا بخود امد بغل گیر و کمی با لطف و ناز

شب نشینی های روز جمعه را عادیش کن

تا دوسالی را چنین در تنگ اغوشش به ناز

بعد ان گر زیر ذوقت زد ورا آلیــش کن

با دو حرف لنترانی رنج عشقت گر دهد

با دوتا حرف حسابی پخته در خامیش کن

چون که اخلاقش بد و چشمش زیادی خیره شد

با دوتا پاستیل لواشک معرفت از پیش کن.

با بلیط 4صبح شنبه ها از اصفهان

راهیش سوی ایتالی یا که اسپانیش کن.

مجموعه اشعار تهی...

ما را در سایت مجموعه اشعار تهی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 4:34

صفحه بندی