
درداتو پیش درد من گم کن درد تو بوی شاعری میده حرفامو توی جوب قِی کردم روزی بشن شعرای آبدیده درداتو پیش درد من گم کن من حس دردو خوب میفهمم حس غریب واژه رو وقتی می غلته توی جوب میفهمم تو دلخوشی از زلف و لب میگی مست و غزل خون شعر میبافی با عقده هات روزانه ور میری شعرات میشن شرح بیوگرافی دنیا پر از ح...
ادامه مطلب
xa0 نوروز باز آمد زدر حرف بهارانم نبود کفران نعمت می کنم امشاسپندانم نبود xa0 هرهفت شهرعشق را دنبال یاران گشته ام ره را غلط پیموده ام چون راهبانانمxa0 نبود xa0 اندیشه کوته تن فقیر این بود اسرار وطن اندیشه ی این بردگی بر ملك ایرانم نبود xa0 این نورچشم گرگها در ظلمت شبهای ماست دردا که نور شمع هم یارای یارانم xa0نبود xa0 خاموش تهی،کوته سخن،حق را مگو،لب را ببند دریای دل ساکت شده چون موج رقصانم نبود. xa0...
ادامه مطلب